تبليغاتX
--«( دریا در من )»--

--«( دریا در من )»--

و این نیز بگذرد !!!
چقدر زود دیر می شود
 

امروز وقعا فهمیدم چقدر تلخه که زمان رو بدون استفاده از دست بدیم

امروز بعد مدت ها دوباره گیتارم رو گرفتم دستم .... خیلی دلم واسش تنگ شده بود ...کلی خاک نشسته بود روشو حسابی از کوک افتاده بود ... اول به این فکر کرد که قبل زدن کوکش کنم ولی پیش خودم  گفتم اگه قرار باشه دوبار بخوابه و خاک بشینه روش کوک واسه چیشه ؟؟؟؟!!!

بعدخواستم چندتا قطعه که خیلی دوسشون داشتم بزنم که هرچی فکر کردم فقط تونستم یکی دوتا از قطعه های قدیمی که خیلی ساده بودن بزنم تازه هر  چندتا نت یکی جا می نداختم ... بعدش به این فکر کردم که چرا دارم فرصت های زندگیم رو از دست می دم ...!!!؟؟؟؟؟؟؟؟ ... بعد کلی فکر کردن آخرش نتونستم یه قطعه درست بزنم .... خیلی از خودم ناراحت شدم ...

 

حالا دارم به این فکر می کنم آیا می تونم دوبار سازم رو کوک کنم ؟؟؟؟

 

خدایا اگه سازم رو کوک کردم دیگه نزار از کوک بیوفته

خدایا کمکم کن

شکر

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت1:15 قبل از ظهرتوسط -< رهگذر >- |
پناهگاه

خدایا خیلی خوشحالم از اینکه پناهگاهی با نام خالقم دارم  

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت6:52 بعد از ظهرتوسط -< رهگذر >- |
بدون شرح

گور بابای عــــشـــــق

 

گور بابای "فــــــــ"

 

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت0:15 قبل از ظهرتوسط -< رهگذر >- |